اين منم در آينه يا تويي برابرم؟
اي ضمير مشترك اي خود فراترم
سالها دويده ام از پي خودم ولي
تا به خود رسيده ام ديده ام كه ديگرم
در من اين غريبه كيست؟باورم نمي شود
خوب مي شناسمت در خودم كه بنگرم
در به در به هر طرف بي نشاته و بي هدف
گم شده چو كودكي در هواي مادرم
اين تويي خود تويي در پس نقاب من
اي مسيح مهربان زير نام قيصرم
از هزار آينه تو به تو گذشته ام
مي روم كه خويش را با خود بياورم
به خود چه كرده ام؟من چگونه گم شده ام؟
باز مي رسم به خود از خود كه بگذرم
شادروان قصر امین پور
( نگارش شده توسط سهراب)
:: بازدید از این مطلب : 538
|
امتیاز مطلب : 160
|
تعداد امتیازدهندگان : 40
|
مجموع امتیاز : 40